Daisypath Anniversary tickers Lilypie Second Birthday tickers آخر هفته ... - ▪•●اســـــمارتیـــــــــس●•▪
X
تبلیغات
رایتل

برادر شوهر هم رسما متاهل شد 

جمعه روز ولادت امام رضا عقدشون بود 

 

کلا 5 شنبه جمعه ی خوب و شلوغی داشتیم 

5 شنبه بعد از ظهر با پسرک رفتیم تولد یک سالگی بچه ی خواهر همسایه ی سابق ام ! 

خیلی خوب بود ! پسرک هم اولش حسابی اقا بود و از بغل من پایین نمی یومد 

بعد کم کم اومد نشست رو صندلی بغلی 

بعد خواست رو زمین راه بره 

بعد کم کم خونه و اشپزخونه و اتاقا ! 

منم کلا دنبالش بودم 

دیگه اون وسطا بردمش تو اتاق که انرژی هاشو اونجا تخلیه کنه 

دیگه تا دلتونم بخواد بچه های فسقلی همه چند ماه کوچیکتر یا بزرگتر از پسرک 

یه جا ام اون وسطا پسملی داشت برا خودش با یه عروسک بازی می کرد 

دختر دوستم که 6 ماهی ازش بزرگتره عروسکشو  گرفت 

این پسر ما ام دستاشو مشت کرد و یه داد مردونه از ته دل سر این فسقلی کشید 

دیگه این یسنا کوچولوی ما عروسک رو تقدیم کرد بهش و پا به فرار گزاشت ! 

تا اخر مهمونی ام هرجا پسملی رو میدید هرچی تو دستش بود میداد بهش و در میرفت !! 

 

بعد تولد هم شام دوره ی فامیلی داشتیم که خونه ی مامانم برگزار میشد 

شام هم طبق رسم چندین ساله ابگوشت ! 

طبق معمول خیلی خوش گذشت 

و پسملی هم دیگه کم کم داره قاطی بچه های هم سن و سالش میشه  

هر جا بچه ها برن میره دنبالشون و سرگرم بازی میشه 

 فعلا کوچیکترین عضو این فامیله   

 

جمعه هم که 3 تا 4 محضر بودیم برای عقد 

بعدم به دعوت خانواده ی عروس رفتیم خونه شون و با چای و شیرینی پذیرایی شدیم 

و تعدادی عکس !  

و داماد هم یک تنه جور همه رو کشید و حرکات موزون انجام میداد ! 

 

شب هم با همسر گل پسر رو بردیم پارک و ایشون هی راه رفتن و هی ما دنبالشون چرخیدیم  

 

شنبه هم که جلسه ی اموزشگاه بود 

این ترم سه تا کلاس دارم دو روز در هفته 

بالاخره دو هفته تعطیلی ما هم تموم شد و من هنوز دلم یه عالمه خرید می خواد ...

 

???? ???????

mouse code

?? ????