Daisypath Anniversary tickers Lilypie Second Birthday tickers کابوس امتحانات !! - ▪•●اســـــمارتیـــــــــس●•▪
X
تبلیغات
رایتل

یک ماهه همسر امتحان داره و من و پسرک آواره ایم !! 

تقریبا هر روز عصر پسرک رو برمیدارم و میریم خونه ی پدریم یا پدریش 

اوضاع خونه هم وحشتناکه  

چون نصف روز رو که نیستیم بقیش هم در خدمت پسرک می گذره 

بقیه اش هم صرف درست کردن غذای خودمون و پسرک و شستن ظرفا و راه انداختن ماشین ظرفشویی و لباس شویی و میوه ها میشه و به کاره دیگه ای نمی رسم 

اگه هم برسم با اعتراض همسری رو به رو میشم که سر و صدا نمی زاره درس بخونم !!  

ههههههههی !! 

دلم می خواد پنج شنبه برسه و امتحانا تموم شه و زندگی به روال عادی برگرده   

تو دو هفته ی آینده هم اگه خدا بخواد دو تا کار اساسی دارم که وقتم رو حسابی پر میکنه 

الان استرس اونم دارم چون هی می خوام کارامو از قبل بکنم ولی امتحانات همسری باید تموم شه !! 

 

دیگه اینکه نتیجه ی رژیم من و پسرک تو این یک ماه و نیمه = رسیدن من به وزن قبل بارداری!!  

تقریبا 6 کیلو کم کردم

خدا رو شکر محدودیت های غذایی ام هم خیلی کمتر شده 

هر چند روز یکبار یک ماده ی غذایی جدید رو تست می کنم و اگه پسری بهش واکنش نداشته باشه میاد تو لیست مواد غذایی مجازم  

مهمترین چیزی که برام مجاز شد گوشت گوسفند بود !! 

چون واقعا  نزدیک 1 ماه مرغ خوردن هر کسی رو خسته می کنه 

حالا هر چقدرم بهش تنوع بدی و شکلش رو عوض کنی باز مرغه !  

 

پسرک هم این روزا فوق العاده شیرین و بازیگوش شده 

کلی هم جیغ جیغو شده 

از ته حلقش جیغ می کشه !! 

با ناز و گریه و جیغ و خنده حرف خودش رو به کرسی میشونه !  

فرنی می خوره حریره بادوم می خوره سوپ مرغ و ماهیچه 

آب سیب و هویج رو دوست نداره و بعد دو سه قاشق مزه کردن لباش رو سفت می بنده و دیگه نمی خوره ! 

منم اگه 6 ماه فقط شیر می خوردم خوب قبول کردن مزه های جدید برام سخت بود ! 

بهش سخت نمی گیرم می دونم کم کم به طعم های جدید عادت می کنه و علاقه مند میشه 

انقدر غذا خوردن بچه ها لذت بخشه که قابل تصور نیست 

خونه ی پدریم که میرم یا مامانم بهش غذا میده یا الا  

اون که می خوره ما کلی کیف می کنیم 

تازه کلی هم وسط خوردن سخنرانی می کنه و به زبون خودش حرف میزنه  

دنیایی داره برا خودش !!

 

???? ???????

mouse code

?? ????