Daisypath Anniversary tickers Lilypie Second Birthday tickers از همه چی - ▪•●اســـــمارتیـــــــــس●•▪
X
تبلیغات
رایتل

اون هفته که برا احیا رفته بودم خونه مامانم در نبودم دو تا اتفاق تو خونمون افتاد 

یکی اینکه دزد اومده بود خونمون ! که خدا رو شکر پشت در مونده بود و فقط با یه لگد در ورودی رو شکسته بود و نتونسته بود داخل بشه  

جالب اینجاس که هیچ کدوم همسایه هام نفهمیدن !! 

از اونروز تا حالا هرجا می خوام برم محافظ آهنی در رو هم که تا حالا نمی بستم، می بندم  

این چند وقته هر چی دزده داره می زنه به ما !! 

دوم اینکه ....از مزایای تنها گذاشتن آقایون تو خونه !! 

همسری برا سحر تن ماهی رو میزاره تو آب جوش و خودش می خوابه  

صبح بلند میشه می بینه سحر خواب مونده و تن ماهی هم .... 

منفجر شده و تکه های ماهی همه جا از زمین بگیر تا سقف چسبیدهههههههههه !! 

جالبش اینجاس که با اون انفجار از خواب بیدار نشده !!!  

بعدم از ترس سکته کردن من موقع دیدن این صحنه صبح تا ظهر می مونه خونه و خودش تمیزش می کنه 

البته هنوز گه گاهی تکه های ماهی اینور اونور پیدا میشه و بوش هم تا دو روز تو خونه بود

 

 

دیگه اینکه واکسن دو ماهگی پسرک رو زدیم 

من که از یه هفته قبل استورس داشتم  

اونجا هم که رفتیم باید پاهاش رو می گرفتم تا واکسن رو بزنن نتونستم و هی به خانومه گفتم میشه باباش پاشو بگیره 

اول گفت نه آخر خودش راضی شد گفت پاشو برو بزار باباش بیاد 

موقع زدن هم پسرک ازون جیغای بنفش کشید و تا ساکت شد آمپول بعدی و دوباره جیغغغغغ 

خدا رو شکر خیلی اذیت نشد 

چند ساعت اول درد داشت که مامان برا اولین بار قنداقش کرد که پاهاش رو تکون نده 

چون هر بار که پاشو تکون میداد گریه اش می گرفت و از خواب می پرید 

یه کم هم تب کرد که با استامینوفن تحت کنترل بود 

 ولی....برای هر بار دادن چند قطره استامینوفن کلی با الا روشهای مختلف رو پیاده می کردیم !! 

نمی دونم چرا انقدرررررر تلخهههههه 

 

** اگه خدا بخواد پنج شنبه با خانوادم میریم شمال  

هوای اونجا هم سررررررررد  

دارم همه ی لباسای پسرک رو می ریزم تو ساک

 

** عیدتون هم مبارک

???? ???????

mouse code

?? ????