Daisypath Anniversary tickers Lilypie Second Birthday tickers ۴۰ روزگیت مبارک میوه ی دلم - ▪•●اســـــمارتیـــــــــس●•▪
X
تبلیغات
رایتل

پسرکم ۴۰ روزه شد !! 

۴۰ روز زندگی ۳ نفری !! + شب زنده داری !!  

می دونی ! 

همسری میگه بی خود نیست مژده دادن * بهشت زیر پای مادران است * 

 و من تایید می کنم و تو دلم از اینکه مادر شدم ذوق می کنم   

این روزا وقتی گل پسر تو اتاق خوابه و هر چند دقیقه میرم بهش سر بزنم 

وقتی می بینم مثل یه فرشته کوچولو ناز و آروم خوابیده 

فقط خدا رو به خاطر وجودش شکر می کنم 

و ازش می خوام شیرینی این نعمت رو به هر کی آرزوش رو داره بچشونه  

 

دیگه ازون کوچولویی در اومده 

روز دهم که مامان رفت خیلی نگران بودم 

من بودم و همسری و یه نوزاد کوچولو 

نه حال و روز خودم خیلی خوب بود نه از بچه داری چیزی می دونستم  

اما حالا حرفه ای تر شدم!!  

و در نتیجه رسیدگی ام به پسرک بهتر شده !   

 

هر چی دوران بارداری کند می گذشت

این روزا داره مثل برق و باد جلو میره و وقت کم میاریم !! 

 

تو این مدت رفت و آمدم محدود شده به خونه ی پدر و مادرا  

یه بارم مامان بزرگم  

جمعه هم که ۳۷ روزش بود خونه ی مامان بزرگ صفا و دایی اش رفتیم که جشن سیسمونی بود 

نی نی اونا با کنجد ما یه ماه فرق داشت که چون پسری ما برا دنیا اومدن عجله داشت شد دو ماه !!  

خیلی مردد بودم برم یا نه 

نگران بودم بد قلقی کنه و از رفتن پشیمون شیم  

 که خدا رو شکر پسرک نهایت همکاری رو کرد و تو ماشین خوابید و تا آخر مهمونی هم خواب بود  

حتی دور از چشم من خواستن بیدارش کنن که موفق نشدن !! نیشخند

آخه بقیه نمی دونن مادر بیچاره برا خواب کردن بچه چند تا روش به کار برده تا بالاخره یکیش جواب داده !! 

 و اینکه دوست داره وقتی بچه اش خوابه تو مهمونی یه استراحت کوچولو و تجدید قوایی بکنه   

بچه رو بیدار می کنن خوابش هم سیر نشده بد اخلاق و بد قلق میشه در نتیجه دوباره میدن دست مادر 

 و دوباره به کار گیری روشهای مختلف برا خوابوندنش شروع میشه !!   هیپنوتیزم

... 

خلاصه خوشبختانه اون شب پسرک تا آخرای مهمونی بیدار نشد و آبرو داری کرد و دل مامان و باباش رو کلی شاد کرد  

وقتی ام که بیدار شد شیر رو که از قبل تو شیشه ریخته بودم بهش دادم و تا اومد شلوغ بازی ! در بیاره برگشتیم

یه نکته ی کلیدی دیگه ام یادم اومد !! 

وقتی خوابه دیگه کسی نمی تونه بغلش کنه و هی این دست اون دست نمیشه  

من ازین مامان حساسا نیستما مژه

بزرگتر بشه مشکلی نیست ولی  الان که کوچیکه و خیلی هام خصوصا آقایون اصلا بچه بغل کردن بلد نیستن  

و بچه تو بغلشون اذیت میشه و همه ی بدنش درد می گیره  

اینه که وقتی بچه رو بغل می کنن جاش رو امن نمی دونم  

 

دیگه اینکه تصمیم گرفتم یه وبلاگ جداگانه برا پسرک درست کنم  

(نکه خیلی تو وبلاگ نویسی فعالم !! نیشخند

 

 

 

۱۰ روزگی  

  

 

۴۰ روزگی 

تفاوت را احساس کنید !! نیشخند 

بگو ماشاا... چشمک

???? ???????

mouse code

?? ????