Daisypath Anniversary tickers Lilypie Second Birthday tickers هفته ی 25...اتاق کنجد - ▪•●اســـــمارتیـــــــــس●•▪
X
تبلیغات
رایتل

جمعه صبح تا بعد از ظهر در حال جا به جایی اتاق خواب ها بودیم  

بالاخره پسری اتاق دار شد !!

قرار شد اونی که ماله ما بود بشه برا کنجد  

دیگه جا به جا کردن وسایل و تمیز کردن اتاق خالی و زیر تخت ! کلی وقت گرفت 

یه تغییر کوچولو هم تو پذیرایی و چیدمان مبلا دادیم 

حاصل کار شد یه اتاق خواب رویایی برا خودمون !! 

آخه پرده و موکت اون اتاق قرمز بود با یه رو تختی قرمز کلی ناز شد 

بغل تخت هم یه گلدون بزرگ با گلای سفید و قرمز گذاشتیم 

اتاق کنجد ام فعلا میزکامی و جالباسی و  

یه آباژور بزرگ که دیگه تو پذیرایی جا نمیشه!!  

بعد همه ی این کارا پدر مادر همسری هم همون روز عید دیدنی شون گرفته بود 

اونم در حالیکه نصفه زندگی ما وسط پذیرایی بود 

گوشی رو که قطع کردم فقط گریه نکردم !! 

دوست ندارم کسی هر چقد هم بهم نزدیک باشه وقتی خونم بهم ریخته است بیاد  

یا وقتایی که مریضم و سرما خوردم دارم می میرم و حوصله خودمم ندارم خونه هم طبیعتا ریخت و پاش شده کسی بیاد عیادتم !!

 هر چقدر هم که همسری بگه اونا شرایط مارو درک می کنن باز دوست ندارم

چون این پروژه رسما یه خونه تکونی اساسی بود 

به صفا می گم این همه وقت من بیکارم خونه ام مرتبه هیچ کی نمی یاد حالا الان که خودمونم تو این خونه گم می شیم از شلوغیش مهمون میاد !! 

خلاصه چون از صبح پا به پای همسری کار کرده بودم یا بهتره بگم دوویده بودم !! کمر درد داشتم رفتم افتادم رو تخت 

همسری هم خودش پذیرایی رو تا حد زیادی جمع کرد که دیگه من بلند شدم 

بعد فکر کن بلافاصله بعد مهمونا هم باید میرفتیم خونه ی عمه ام عید دیدنی !! 

یعنی همه ی اینا باید تو یه روز میشد !!

 

دیگه اینکه مرحله ی بعدی چسبوندن کاغذ دیواری هاست 

که احتمالا امروز با کمک دوستم انجام بشه 

تخت و کمد هم اون هفته یه جا با مامی رفتیم دیدیم 

دو مدل رو نسبتا پسندیدیم 

بابا هم یه آشنا داره تو تولیدی و کارگاه و قراره بریم اونجا هم یه سری بزنیم  

تا ببینیم خدا چی می خواد و قسمت پسری کدوم اینهاست

???? ???????

mouse code

?? ????